قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
132
ارشاد الزراعه ( فارسى )
پياز و سير و بعضى سبزيهاى سرپلى و ميان پلى پياز . شعر چون سير و پياز آمده با سبزى سيرآب * هريك جهت نان خورش كاركنان است از سفيد و مله و سرخ و كوهى و خراسانى و كوهى سمرقندى كه بطريق شلجم است و پرده ندارد گرم و خشك است اشتها آرد و باه را نافع است اما دردسر آرد و مصلح وى سركه است . شعر تا آمده از باغ پياز از چمن خلد * پيوسته نيازش به همه اهل دلان است آنچه ميانسالى در محل كاشته مىشود اول در سرطان كه جريب چهار من بذر با سه من بذر اسفناج هريوه مخلوط زراعت نمايند و سرپلى آن را دو من بذر گشنيز كه دو بخش نموده باشند كاشته ريگ بر روى آن ريزند و آب دهند و بعد از دو روز دو سه آب پىدرپى دهند كه خوب سبز مىشود و بعد از آن ساو نموده انبار دهند و در ميان زمستان هرگاه يخبند نباشد آب دهند كه فايده تمام دارد و آب باران و برف فايده ندارد و برگ پياز كه زرد و خشك مىشود بواسطه آنست كه آب نخورده و رسيدن پياز سبز در پانزدهم حوت و اسفناج در سنبله است و آنكه بذر بسيار مىنمايند دو جهت دارد اول آنكه در تموز بذر به تمام سبز نمىشود ديگر آنكه چون سبز كنده شود مناسب آنست كه بذر بسيار كارند كه از آن فايده باشد و آنكه پياز را خشك برميكنند